X
تبلیغات
positive psychology
روانشناسی مثبت نگر سه شنبه 25 مرداد1390 3:21 قبل از ظهر

روانشناسی مثبت نگر در اواخر دهه 1990 به وسیله سلیگمن در مدتی که رئیس انجمن روانشناسی آمریکا بود شکل گرفت . روانشناسی مثبت نگر به خوشبختی ، برتری و عملکرد بهینه انسان می پردازد . آیا این تاکید بر مثبت نگری به نظر شما آشنا می رسد ؟ بله ، این همان چیزی است که مزلو و سایر روانشناسان انسان گرا بیش از 30 سال قبل مورد تا کید قرار دادند .

مارتین سلیگمن که پدر علم جدید روانشناسی مثبت شناخته می شود به استناد بیست سال پژوهش های بالینی توضیح می دهد که چگونه خوش بینی بر کیفیت زندگی می افزاید و چگونه هر کسی می تواند خوش بین بودن را تمرین کند . دکتر سلیگمن با ارائه فنون ساده توضیح می دهد چگونه از روحیه (( من تسلیم هستم)) فاصله بگیریم ، سبک توضیحی سازنده تری اتخاذ کنیم و از مثبت اندیشی به سود خود استفاده نماییم . این مهارت ها می توانند افسردگی را از میان بردارند ، به نظام ایمنی شما قدرت بیشتری بدهند ، کاری کنند که از توانمندی های بالقوه خود بهره برداری بیشتری بکنید و روزگار شادتری را تجربه نمایید  .

وقتی شب روی تخت خوابتان دراز می کشید و به زندگی خود و زندگی کسانی که آنها را دوست دارید فکر می کنید ، بیشتر می خواهید از +2 به +6 بروید ، نه اینکه از -5 به -2 برسید . اما روانشناسی     فقط به ما گفته بود که چگونه از میزان بدبختی و فلاکت بکاهیم ، نه اینکه چگونه بهترین ها را انتخاب   کنیم . این همان نیمه ی پخته ای بود که روان شناسی مثبت نام گرفت .                                                                    

منبع : از بدبینی به خوش بینی ( سلیگمن )                                                                                                                       

نوشته شده توسط علیرضا نوربخش مقدم  | لینک ثابت |

آزمون افسردگی شنبه 5 شهریور1390 2:7 بعد از ظهر
افسردگی خود را بیازمایید ؟

این آزمون توسط لنور رادلوف در مرکز مطالعات انجمن ملی سلامت روان تهیه شده است در این آزمون به تمام نشانه های افسردگی توجه شده است . این آزمون شامل 20 سوال بوده و هر سوال شامل 4 جواب به شرح زیر است :
الف) به ندرت یا هرگز = 0 امتیاز
ب) بسیار کم = 1 امتیاز
ج) گهگاه = 2 امتیاز
د) اغلب یا هر روز = 3 امتیاز

در هفته گذشته
1- از چیزهایی ناراحت شدم که معمولا مرا ناراحت نمی کند ؟
2- میلی به غذا خوردن نداشتم . اشتهایم کم بود ؟
3- احساس می کردم نمی توانم به دوستان یا بستگانم روحیه بدم؟
4- احساس می کردم به خوبی دیگران نیستم ؟
5- نمی توانستم حواسم راروی کاری که می کردم متمرکز سازم ؟
6- احساس افسردگی می کردم؟
7- انجام دادن هر کاری برایم مشکل است ؟
8- از آینده ناامید بودم ؟
9- خودم را شکست خورده می پنداشتم ؟
10- احساس هراس داشتم ؟
11- خوابم آشفته است ؟
12- شاد نبودم ؟
13- کمتر از معمول حرف می زنم ؟
14- احساس تنهایی میکردم ؟
15- مردم نامهربان بودند ؟
16- از زندگی لذت نمی بردم ؟
17- اشکم سرازیر بود؟
18- احساس اندوه می کردم ؟
19- احساس میکردم مردم مرا دوست ندارند ؟
20- دستم به کار نمی رفت؟

محاسبه امتیازات این آزمون ساده است . کافی است امتیازات گزینه های انتخابی را با هم جمع کنید .

منبع: کتاب از بد بینی به خوش بینی ( مارتین سلیگمن)
نوشته شده توسط علیرضا نوربخش مقدم  | لینک ثابت |

احساس درماندگی جمعه 28 مرداد1390 0:15 قبل از ظهر

زندگی در حالت احساس درماندگی شروع می شود . نوزاد نمی تواند به طور ارادی کاری صورت دهد ، زیرا در این زمان از زندگی خود اسیر بازتابها است . وقتی گریه می کند مادرش سراغ او می آید ، هر چند این بدان معنا نیست که او در آمدن مادرش اختیاری دارد. گریه کردنش واکنشی بازتابی به درد و ناراحتی است . او برای گریه کردن یا نکردن امکان انتخاب ندارد . به نظر می رسد نوزاد تنها یک اقدام را می تواند به اختیار خود انجام دهد و آن مکیدن است . احتمالا در سالهای پایانی عمر هم احساس درماندگی و ناتوانی می کنیم . ممکن است توانایی راه رفتن را از دست بدهیم . ممکن است نتوانیم ادرار ومدفوع خود را نگه داریم .                                                                      

دوران طولانی حدفاصل نوزادی و سالهای آخر عمر فرایندی است که از احساس درماندگی خارج می شویم و به اختیار می رسیم . اختیار شخصی بدین معناست که می توانیم با اقدام داوطلبانه اوضاع را تغییر دهیم . این نقطه مقابل احساس درماندگی است.               

بسیاری از امور زندگی از اختیار ما خارجند مثل رنگ چشم ، قد ، نژاد ، خشکسالی و غیره . اما در بسیاری از اوضاع و احوال زندگی اختیار داریم . این اقدامات روی طرز زندگی ما ، رفتارمان با دیگران و چگونگی امرار معاشمان تاثیر دارند. طرز فکر ما درباره این عرصه زندگی ، اختیار ما را کاهش یا افزایش می دهد . اندیشه های ما صرفا واکنشی به حوادث نیستند، بلکه حوادث را تغییر می دهند.                             

اگر مانند بدبین ها طبق عادت باور داشته باشیم که بدبیاری ها و نگون بختی ها تقصیر ماست و این وضع ادامه خواهد داشت و روی هر کاری که می کنیم اثر خواهد گذاشت ، با نگون بختی بیشتری مواجه می شویم . درحالی که اگر به گونه دیگری بیندیشیم کمتر با بدبیاری و مشکلات روبرو می گردیم . اگر گرفتار بد بینی شویم راحت تر افسرده می شویم و حتی بیشتر دچار بیماریهای جسمانی می شویم.

منبع : از بدبینی به خوش بینی                                          

نوشته شده توسط علیرضا نوربخش مقدم  | لینک ثابت |

بدبینی یا خوش بینی جمعه 28 مرداد1390 0:4 قبل از ظهر

افسردگی ، موفقیت و سلامت جسمانی سه موردی هستند که با خوشبینی رابطه دارند :

افسردگی : از جمله مشکلاتی که با بدبینی ارتباط دارد ، افسردگی است . افسردگی ابراز غایی بدبینی است . ما در حال حاضر در اوج همه گیری افسردگی واقع شده ایم . افسردگی در زنها دو برابر افسردگی در مردهاست . تا چندی پیش به دو طریق درباره درمان افسردگی می اندیشیدند : 1- درمان از طریق تحلیل روانی 2- زیست پزشکی .

1- روش تحلیل روانی بر اساس رساله ای است که فروید 75 سال پیش منتشر کرد. به اعتقاد فروید خلاص شدن از افسردگی کار ساده ای نیست . افسردگی ناشی از تعارضات دوران کودکی است که زیر لایه های منجمد مکانیزم های دفاعی فیصله نیافته باقی می ماند. این روش بیمار را مجبور می کند سالها به طور یکطرفه حرف بزند ، از گذشته هایش بگوید ، و به حوادثی اشاره کند که بدون این کار هم تاثیرشان بعد از چند ماه از بین می رفت . در بیش از 90 درصد موارد افسردگی گذراست . از راه می رسد مدتی می ماند و بعد می رود . در تحلیل روانی بیماران هزار جلسه به روان پزشک مراجعه می کنند ، اما بهبودی در حالشان پدیدار نمی شود و افسردگی شان درمان نمی گردد. از این بدتر ، این روش قربانی را متهم و سرزنش می کند . نظریه تحلیل روانی یا روان کاوی مدعی است قربانی به سبب اشکالات شخصیتی خودش را افسرده می سازد .

2- دید قابل قبول تر به افسردگی ، زیست پزشکی است . روان پزشکان زیستی می گویند افسردگی بیماری تن است . از نقص های بیوشیمیایی وراثتی حاصل می گردد. روش زیست پزشکی سبب می شود بیماران از جمع مردمان عادی خارج شوند و به نیروهای بیرونی (قرص های پزشک) وابسته گردند . داروهای ضد افسردگی تولید اعتیاد نمی کنند اما وقتی بیماری که با موفقیت درمان شده است از مصرف آن خود داری می ورزد ، افسردگی باز می گردد. داروهای ضد افسردگی مثال خوب و بارزی برای جامعه ی بیش از اندازه دارو مصرف کن است که برای رسیدن به آرامش روانی قرصهای آرامبخش مصرف می کنند . در تمامی این موارد ، مشکلات عاطفی که به کمک مهارتهای شخصی فرد قابل حل هستند ، برای پیدا کردن راه حل به عوامل بیرونی سپرده می شوند.

موفقیت : موفقیت ناشی از ترکیب استعداد و علاقه است . وقتی شکست رخ می دهد ، علتش اغلب در نبود استعداد و علاقه است ،ولی شکست می تواند وقتی اتفاق افتد که استعداد وعلاقه وجود داشته باشد اما خوش بینی در کار نباشد .

سلامت : اغلب افراد تصور می کنند سلامت جسمانی موضوعی صرفا جسمانی است و تحت تاثیر عادات بهداشتی و ژنهاست . این برداشت سنتی به یک عامل تعیین کننده در امر سلامت توجه ندارد وآن شناخت ماست . به عنوان مثال :

الف) خوش بین ها کمتر از بدبین ها گرفتار بیماریهای عفونی می شوند .

ب) بر اساس آمار ، خوش بین ها بیشتر از بدبین ها عمر می کنند .      

نوشته شده توسط علیرضا نوربخش مقدم  | لینک ثابت |

افسردگی چهارشنبه 26 مرداد1390 9:19 بعد از ظهر


برنامه پژوهشی سلیگمن معلوم کرده است که بین درماندگی آموخته شده و افسردگی ارتباط وجود دارد . نشانه ی اصلی افسردگی احساس ناتوانی در کنترل کردن وقایع زندگی است . سلیگمن افسردگی را اوج بدبینی می نامد . افرادی که شدیدا افسرده هستند معتقدند درمانده اند . آنها برای انجام دادن هیچ کاری ارزش قایل نیستند .

همه ما زمانی که در برخی موقعیتها شکست می خوریم یا وقتی که فشارهای خانوادگی یا شغلی طاقت فرسا به نظر می رسند گاهی دچار احساس درماندگی می شویم . اما صرف نظر از اینکه چقدر ناراحت باشیم اغلب پس از مدتی بهبود می یابیم . اما برخی افراد به سرعت بهبود نمی یابند . امکان دارد آنها شکست خود را در یک فعالیت به زمینه های دیگر زندگی و به احساس ارزشمندی خودشان تعمیم دهند . 

پژوهش های سلیگمن در مورد دانشجویان دوره لیسانس خودش از این فرضیه حمایت می کند که درماندگی آموخته شده در افرادی که سبک تبیینی بدبینانه دارند به افسردگی منجر می شود . نتایج نشان داد که 30 درصد از دانشجویانی که سبک تبیینی خوش بینانه داشتند و نمراتی گرفته بودند که آن را شکست شخصی می دانستند ، نشانه های افسردگی را بروز دادند . از بین کسانی که سبک تبیینی بدبینانه داشتند و نمرات ناامید کننده گرفتند 70 درصد افسرده شدند . 


نوشته شده توسط علیرضا نوربخش مقدم  | لینک ثابت |